برخی اصحاب پرتاب وزنه اعتقاد دارند که پرتاب آباژور،گامی مؤثراست درراستای پرتابگر(!!)شدن.البته در این مورد میان علما اختلاف نظرهست اما گروهی برآنند که اساساًشماری ازعزیزان وزنه بردارپرتاب آباژوررادرپیشینۀ خود دارند. به هرحال، مهم آن است که جداازاین امر، برخی تحلیلگران سیاسی برآنند که انسانهایی که آباژوراندازان خوبی هستند می توانند رؤسای جمهورخوبی شوند.شاهدش هم ازغیب رسیده؛خانم هیلاری کلینتن که درزمان "بانوی اول"بودن ( پیداکنید بانوی دوم را)آباژوری سنگین وزن را به سوی همسرش(که اتفاقاً مرداول نیست و همان پرزیدنت بودن بسش بود)پرتاب کرد. آن هم در همان بدو ورود به خانه رؤیایی سپید!درهمان هفته نخست، مشاجره میان هیلاری کلینتن و بیل لُپ گلی بالا گرفت، به طوری که چند سناتورو دیگررجال و نسوان بلندپایه ای که درتالارمجاور آنها منتظرشان بودند طنین جنجال وآوای نافرح بخش خشم خانم را به گوش خودشان شنیدند. البته آباژوربه بیلی آسیبی نرساند و فقط خودش شکست،که فدای سربیلی.برّرسان بررسی کردند و کالبدشکافی آسیب نشان داد که هیچ مشکلی وجودندارد؛ چراکه آباژوربه خانواده کلینتن تعلق داشته وازآن ِ کاخ سفید نبوده است. اما دامنه خبر طبعاً گسترده شد و خبربه آفاق وانفس رسیدوچاپ شد؛ مجله تایم و روزنامه واشینگتن پست و روزنامه بالتیمورسان و روزنامه یو.اس.ای.تودی آن را بازتاب دادند. این رویداد درنوامبرسال93 افتاد و می دانید که بعدش چه رویدادی دنیا را تکان داد!همین جا به بانوان محترمه (!!)ای که ازشوهرانشان سیرشده اند و دوست دارند آنها را به آغوش دختری جوان وفریبا مثل موینکا لووینسکی بیاندازند، بهتر است فنون پرتاب اشیایی چون آباژوررا از هیلاری خانم فرابگیرند. حدود دوماه پیش و در یکی از سخنرانی هایی که خانم سناتور کلینتن درتوررقابتهای انتخاباتی خود ایراد کرد،خبرنگاری در مورد مردان و حقوق آنها درقیاس بازنان سؤال کرد. خانم کلینتن پس ازیک توضیح مقدماتی گفت:"همانطور که دانید، من دربرخورد با مردان بدجنس و بدجنسی مردان تبحروتجربه دارم!" کار بالا گرفت، سؤال پشت سؤال درمورد این جواب شروع شد. هیلاری گفت :"ای بابا،شماها ایراد می گیرید که من زیادی جدی ام. من هم آمدم شوخی کنم که حالا این طورمورد انتقاد قرارگرفته ام."(لابد انتظار دارد ملت خودرابه سادگی بزنند وباور کنند!) شماری ازفعالان حقوق زن درنشست سپتامبر سال 95زنان درپکن سخنان بانوی اول آمریکا را شنیده بودند که درمورد احقاق حقوق زنان داد سخن سرداده بود و به ضروت آن اشاره کرده بود که زنها دربرابرشوهرانشان از خود دفاع کنند و دربرابر بی عدالتی آنها بایستند. بعد ازبالاگرفتن غائله عشق پرزیدنت کلینتن ومونیکا لووینسکی، بعضی از این زنان لب به اعتراض گشودند و مقالاتی نوشتند ومنتشرکردند که خلاصه بانوی اول واعظ غیرمتعظ است. لابد سیاستهای حاکم براندیشه خانم هیلاری را در نظرنداشتند و اینکه مصلحت روزگاراحوالی دیگر اقتضا می کند. حالا که هیلاری کلینتن ( که اکنون خود راسناتور رادهم کلینتن می خواند،با تأکیدبر"رادهم ") می خواهد رئیس جمهورشود، از کمکهای نقدی و جنسی آقای بیل بهره دائمی می برد. (منظورازجنسی ،حضورگرم آقای کلینتن است که به محفل غنا می بخشد؛خصوصاً به محافل زنانه).
با داشتن خانه ای دو میلیون و هشتصد هزار دلاری در جرج تاون واشینگتن که تنها یک فقره از دارایی های این خانواده است، به جزمایملکشان در نیویورک وجاهای دیگر، تأمین هزینه رقابتهای انتخاباتی که مبلغ آن به طورتقریبی متجاوز از نیم میلیارد دلاربرآوردشده ،دشوار است؛ آن هم با حقوق و مزایای نسبتاً محدوداین زن و شوهر.اما خدا دوستان عزیز و باوفا را حفظ کند و بیل عزیزرا که برای هرسخنرانی مبلغ هنگفتی دریافت می کند... به نظر نمی رسد که هشت سال اقامت درخانه دراندشت خیابان پینسیلوینیای واشینگتن دی سی (بخوانید کاخ سفید)این زوج را بسنده کرده باشد.فکرمی کنید اگر این زوج باردیگر به خانه موعود پای بگذارند؛ آباژوراین بارحواله کی می شود؟
