در پی خواندن بخش نخست نوشته ام در باب غرب عمو سام، دوستی پرسید:"عباراتی که آن آوازخوان آمریکایی در سان فرانسیسکو خواند، برگرفته از کدام ترانه ایرانی بود؟"
فکرکردم شاید دیگران هم کنجکاوی کنند. این بود که می نویسم؛ آن عبارات که چه عرض کنم، واژگان؛ بخشی بودند از ترانه مراببوس، که طبعاً با تلفظی دیگر گون ادا می شدند: "مرو ببس...بروی آهرین بار..."با این وصف، خالقان این ترانه ماندگار، آن را چنان ساخته اند که در اینسوی دنیا هم می توان زمزمه اش را از زبان بیگانه ای شنید.
اما روز پنجم ژوئیه از حومه لس انجلس به مرکز آن رفتم؛ در اتومبیل، تنها چند متر مقابلم را می دیدم. چنان شد که "با ز هوای وطنم " آرزو شد. گفتند که البته لس انجلس آلودگی دارد، اما فکر نکنی که همیشه اینطوری است؛ دیشب جشن استقلال آمریکا برگزار شده و آتش بازیهای بسیار سبب آلودگی هوا و خاکستری شدن رنگ آسمان شده است. این شد که باز فیلم یاد هندوستان کرد و یاد چهارشنبه سوری که این سالهای اخیر دیگر به جای جشن ملی تبدیل شده بود به جنگ خیابانی .
اما کمی بعد؛ نکته ای را دریافتم که سبب رضایت خاطر خودم از خویش شد
(حمل برخودستایی نشود). نکته اساسی آن بود که "پس بگو چرا این همه ایرانی آمده اند اینجا و این شهر را انتخاب کرده اند!"
بله، ترافیکی که به قول جناب سرهنگ نا روان است،شلوغی، آلودگی،تپه های جای جای شهر و پیرامون آن، همه تداعی تهران عزیز خودمانند. در روز ششم ژوئیه هم تفاوت فاحشی در شرایط جوی مشاهده نکردم. حالا نمی دانم رنگ آسمان تا پایان ژوئیه به مناسبت استقلال این کشور بزرگ خاکستری می ماند یا تغییر عقیده می دهد و کوتاه می آید.
در بلوار هالیوود؛ چنان که در عکس قسمت نخست مناسک می بینید و چندانکه افتد و دانی، سنگفرشی به شمایل ستاره در زمین کاشته شده که لابد معنا و مفهوم آن، آن است که ستاره ها از آن بالا به این پایین افتاده اند و خلاصه این پایین را که ببینی، عرش را سیر می کنی. و معنای مجازی آن هم آن است که شماری آدم که به ستاره ها منتسب اند در خیابان مأوی دارند. بگذریم؛ اولی و دومی و سومی و دهمی هنرپیشه و خواننده بودند تا اینکه رسیدیم به یکی که هنر عمده اش پولدار بودن اوست. به خاطر دارید آقای دانلد ترامپ تریلیاردر را که در پستی، از روابط تیره میان او و رزی اودانل نوشته بودم؟ ایشان هم یک کاشی ستاره نشان به نام خود داشت. معلوم شد که برخلاف همه جای دیگر این کره آبی- خاکی، در آن نقطه از جهان پول منتفذترین موجود زنده است.
در بلوار هالیوود؛ چند موزه هست که یکی ازآنها "موزه موم هالیوود" نام دارد. این موزه مانکن هایی را با اندازه های واقعی نشان می دهد؛ ازمشاهیرآمریکا. بعضی طبیعی ترهستند اما به نظرم آرنولد شوایتزنگر به این دلیل تصمیم گرفته فرماندار کالیفرنیا شود تا مگر انتقام خود را از سازندگان این مومیایی مثل خودش، بدترکیب بگیرد؛ که این قدر این تندیس را بد ساخته اند که آدم در پی دیدنش از هجده دلاری که صرف پرداختن مبلغ ورودی موزه خرج کرده، قدری دچار تألم می شود.تندیس مرلین مونرو زمان مدیدی از ما ربود؛
چون نیکا (دخترم) عاشق این زن است (به او حق
می دهم ) این است که مدتی در برابر مجسمه اش خشکش زده بود و من هم ...