تقریباً همه ایرانیان وقتی به هم می رسند،به یکدیگر" سلام " می کنند. آنچه طی سالهای پس از انقلاب اسلامی و به ویژه طی چند سال اخیر درمیان شماری از غربت نشینان و تلویزیون های فارسی زبان خارج از کشور باب شده است، آن است که به جای سلام، واژه درود را به کار می برند. 
شماری از این گروه هم برآنند که برای "مبارزه " با رواج زیاد واژگان عربی و اجتناب از به کار بردن کلمات عربی به هنگام فارسی حرف زدن، خوب است که به جای سلام بگوییم درود، چون سلام عربی است اما درود، فارسی.
نه آنکه در درود ایرادی هست یا در درود فرستادن، اما مشکل، عنادی است که در تمام اعصار، جز آن که عرصه را بر همه ما تنگ تر کرده باشد،خاصیتی نداشته است و شگفت آن که هنوز از گذشته نیاموخته ایم.
به نظر می رسد که این هم یکی از موارد کاستی خرده فرهنگ های فرهنگ ماست که مانع کارآمد شدن راهکارهای گوناگونی است که ما را به همدلی بیشتر می رساند.
پرسش آن است که در پی شکست فرضیه فارسی سره، هواداران این تئوری،خواهان جدل واژه اند یا نزدیک شدن ایرانیان به یکدیگر؟ کدام ایرانی است که در زندگی روزمره و در حالتی غیر از ژست و تفرعن بگوید درود؟ و چگونه است که این همه واژه فرانسوی و انگلیسی که با زبان فارسی عجین شده اند، آن را مخدوش نمی کنند وگرفتاری ما تنها با زبان عربی است؟ درست که شمار واژگان عربی بیشتر است ،اما به هر حال همه اینها وارداتی هستند. یکی از اصول زبان شناسی ؛تأثیر متقابل فرهنگها و بنابراین تأثیر پذیری زبان هاست از یکدیگر. از مظاهر این پدیده هم، طبعاً،ظهور واژگان بیگانه است درزبانهای گونه گون؛که ضمناً می تواند نمادی از تمدن نیز به شمار آید.
اگر مشکلات فرهنگی و اقتصادی، و بغض و بخلی که درمیان مان ریشه دوانده با به کار بردن فارسی سره یا حذف شماری واژه عربی پایان می یافت یا روابط سیاسی ایران با عالم، با تبدیل این سلام به درود و خداحافظ به بدرود حل می شد؛ این نکته از وجاهت عقلانی برخوردار بود؛شاید. اما چه دردی دوا می شود باتعصب بر زدودن کلمه ای که بخش مهمی از فرهنگ و زبان ماست؟ و اساساً دشمنی با یک قوم ویک زبان طی تمام این سالها، ما را به کجا رسانده که هنوز بر آن پای می فشریم؟
ناگفته نماندکه فارسی زبانان، واژه سلام را به میل خود و با حذف "ال"و پسوندهایی که عرب معمولاً به کار می بندد، کاربرد این گونه پسوندها را اختیاری کرده اند و سلام تنها ساخته اند،که خود نوعی تغییر است که به میل خود در این واژه ایجاد کرده اند.
به نظر می رسد مهم،آن است که حرف همدیگر را بفهمیم و تا زمانی که چنین تحولی ایجاد نشود،با درود فرستادن به یکدیگر به جای سلام کردن به هم، عرش را نلرزانده ایم. به ویژه از آن روی که عربی چنان در تار و پود فارسی تنیده شده که حذف آن، به حذف یک کلمه سلام یا خداحافظ ختم نمی شود.
آن هم در حالی که در فرهنگ ما، چه کهن و چه مدرن؛ همواره گفته شده که سلام؛ سلامتی است یا سلامتی می آورد. بسیاری ازجهان، سلام را معادل امنیت و صلح می داند.
