طبق تعریف انجمن بین المللی مطالعات درد، درد تجربه ناخوشایند جسمی و روحی است که از گونه ای صدمه به نقطه ای از بدن ایجاد می شود. درد بر اساس تبیین متخصصان دردشناسی دو نوع کلی دارد؛ مزمن و حاد. نوع مزمن آن، پیگیر و خفیف تر است و نوع حادش، شدید، و معمولاً ناگهانی و زود گذر است.

درد، پیامی است که مخ از گیرنده های عصبی دریافت می کند؛پس از گذرشان از طناب نخاعی.
اما چگونه است که بعضی آدمها می توانند درد شدید را تحمل کنند و برخی دیگر، آن را با داد و فریاد یا گریستن همراه می کنند؟ جالب است که تحلیل های روان کاوانه نشان می دهد که عمدتاً اطرافیان آدمها هم به این نتیجه می رسند که آنکه فریاد بر می آورد، بی تردید درد بیشتری از آن دارد که بستری نمی شود یا داد نمی زند.
چه عاملی سبب ساز این تفاوت است؟ پژوهشها نشان می دهد که بخشی از این قضیه، ریشه روان شناختی دارد و به گونه گونی روحیات آدمیان وابسته است. بر سر آنکه این ماجرا ماهیت فطری هم دارد یا نه، همچنان اختلاف عقیده و ابهام وجوددارد.
نکته دیگر آن است که میان دو جنس آدمیان، در مورد درد، اختلاف هایی هست. سال گذشته دانشگاه پزشکی فلوریدا با پشتیبانی و همکاری مرکز ان آی ایچ (انستیتوهای ملی تندرستی آمریکا؛ معظم ترین مرکز پژوهش پزشکی جهان) نتیجه تحقیقات دوساله خود را در شاخه رفتارهای بهداشتی منتشر کرد. این تحقیق میدانی که عملاً بر روی هشتاد و یک دانشجوی دختر و پسر با شاخص قرار دادن دست در آب یخ انجام شده ،حاکی از آن است که هنوز به روشنی نمی توان مرد و زن را به لحاظ آستانه تحمل درد از یکدیگر تفکیک کرد. با این وصف آنچه محرز است،آن است که به طور طبیعی، اغلب زنان به هنگام درد کشیدن بیشتر شکایت می کنند تا مردان. دلایل این مسئله ممکن است حس قدرت فیزیکی بیشتر مردان باشد یا احساس روانی دال برآنکه باید حامی و قوی باشند و بنابراین قدرت تحمل بیشتری داشته باشند...
شب،داخلی،سوررئال
سال 1994(سیزده سال پیش).ترزا دیاز کوئیلو؛ نقاش پنجاه و سه ساله امروز، به گاه آفریدن این اثر، چهل ساله بود. او که درد را به تمامی می نماید در تصویر جفت کفشی که از دویدن در پی زمانه داغان است، از نگاهی زنانه به شیواترین شیوه درد را بیان کرده است.

درد چیست؟
امان از آنی که درد درونی بر وجود آدمی چنگ اندازد.گاهی که درد؛ نه درد کافکایی،که درد پروفسورهای بی احساس بر اندام چنگ می اندازد و از سوی دیگر،درد قرون تنهایی آدم ها بر روح آدم سایه می اندازد.
دوای این درد چیست؟درد بدن را، مسکن آرام می کند. درد روح را چه؟درد شکایت از زمانه را چه؟ درد نالیدن از هم نوعان را چه؟ درد فریاد از بی عدالتی را چه؟ درد تنهایی را چه؟ درد بی مرهمی را چه ؟
دیزالو به روز مرگی
چه باید کرد؟ به کجای این شب تیره بیاویزیم قبای ژنده خود را؟
