تبليغاتX
مهرناز صمیمی - توضیحی به خوانندگان عزیز بلاگ

مهرناز صمیمی

روزنگار

بعضی از ما به اندازه ای مستبدیم که هرکدام تجسم یک دیکتاتور کوچکیم و درروزمرگی زندگی ثابت می کنیم که اگر آب دراختیارمان باشد شناگران شایسته ای هستیم.می گوییم دموکراسی میوه محبوب ماست و اگر شما از آن خوشتان نیاید با همان میوه بر سرتان می کوبیم!

دریافت چند نظر(ازیک نفر)مرا به شدت شگفتی زده کرد،نظرهایی که انتقاد نبودند،تلفیقی بودند از دشنام و بدخواهی.بدخواهی به معنای اخص و کامل آن. تصور آنکه انسانی آرزوی آن را داشته باشد که هم نوعش بمیرد یا به بیماری درمان ناپذیری مبتلا شود یا تصادف کند،تصور هولناکی است.وقتی با شکلکی همراه می شود که چهره ای خندان رانشان می دهد،آدم احساس می کند که نویسنده چنین نظری واقعاً ازتمدن که هیچ؛از انسانیت بسیاردور افتاده است، یا به بیماری حادی دچار است.چند نظر از یک نفرکه درفضای این آخرین پست فرستاده شده بود،در اعتراض به پست " سلام" بود و " کوروش و معصومه".نظرهایی که سراسر فحش بودند و آرزوی آنکه من زودتر سرطان بگیرم یا تصادف کنم وبمیرم،چون اهریمنم.البته او تنها یک نفر بود،اما هتاکی و نفرین در فضای نظرهای یک بلاگ،حتی اگر از سوی یک نفر باشد،هتک حرمت خوانندگان آن است.

 دو خواننده بلاگ هم نظرهایی مثبت ازهمان پستها در واکنش به نظرهای این آقا نوشته بودند.وقتی رشته سر دراز یافت،تصمیم گرفتم همه را حذف کنم،چون من این فضای مجازی کوچک را بهانه ای قرار داده ام برای درددلهای روزمره و برای تبادل اندیشه و احساس و موافقت و مخالفت با یکدیگر.بنا نبوده که چنین فضایی به سمی بیالاید که مملو ازبه قول یوگی ها" انرژی منفی" است که تنها سبب می شود این فضا  سخیف شود.به رغم میل درونی،تصمیم گرفتم آن گونه عمل کنم که  شماری از بلاگ نویسان می کنند؛اول خواندن نظرها و بعد انعکاس موارد انتخاب شده از میان  آنها در فضای بلاگ.


 

مثل برخی دیگر ازهم میهنانم،گاه می اندیشم که چرا نتوانسته ایم به دموکراسی برسیم؟شاید چون همه آنچه در جامعه آشکار است از تاروپود فرهنگ فردی تنیده می شود و از نظر ما،دموکراسی میوه محبوب خودمان است.دموکراسی یعنی آنچه من می گویم.دموکراسی یعنی کسی که اندیشه ای جز من دارد (فارغ از آنکه رواست یا ناروا،یا اساساً می تواند تابع معیارمثبت و منفی ارزش گذاری شود یا نه)،محو شود.چنین است که به بار نشستن دموکراسی دردنیای ذهن ما،شاید بی شباهت به آن نباشد که بخواهی در برهوت لوت،درخت پرتقال بکاری.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت   توسط مهرناز صمیمی   |