اسکار وایلد در جایی نوشته است که روزی ،از بامداد،تلاش می کرده شعری را اصلاح کند.فرجام کارآن شده که یک کاما (ویرگول)را حذف کرده.بعدازظهر همان روز،کاما را سرجای خود گذارده.فارغ از قیاس خویش با وایلد،که قیاسی به کل نابجاست،گمان می کنم حسش را می فهمم.پس ازکلنجار با خود برسرموضوع پستی تازه،به یاد این نوشته وایلد افتادم و به اندیشه آنکه پست تازه را به او تخصیص دهم و چندتا از
نوشته های او را که بسیار دوستشان می دارم ترجمه کنم:
"توهم،نخستین لذت است درمیان لذایذ."
"اگر می خواهی به مردم راست بگویی،باید آنها را بخندانی وگرنه ترا خواهند کشت."
"خود خواهی، نه زیستن به میل خود،که انتظار آن است که دیگران به میل تو زندگی کنند."
"هرگاه دیگران با من همدلی می کنند،حس می کنم دراشتباهم."
"تجربه نامی است که برخطاهای خود می نهیم."
"فرزندان از کودکی به والدینشان عشق می ورزند،بزرگتر که می شوند درمورد آنها داوری می کنند و گاهی آنها را می بخشند."
"عوام به گونه ای شگفتی انگیز اهل تساهلند.همه چیز را می بخشایند مگر نبوغ را."
و...جمله محبوبم از اسکار وایلد:"اندکی صداقت،خطرناک است و بسیارش،کاملاً مرگبار."
