تبليغاتX
مهرناز صمیمی - خبرهای سرد و رسانه های پول پرست

مهرناز صمیمی

روزنگار

به عقیده من لیسا نواک شانس آورد .می دانید که لیسا نواک کیست .نمی دانید ؟ای بابا !هرکه ازجنون آنی و پوشک بزرگسالان و مثلث عشقی خبر داشته باشد این خانم فضانورد (البته فضانورد سابق ) را می شناسد .این خانم چهل و چند ساله که از کودکی شاگرد اول بوده و مایه فخر خانواده و بعد هم شوهر کرده و چندتا کودک قد و نیم قد دارد ،طی یک مإموریت فضایی عاشق همکار فضانوردش می شود .این آقای خوش اقبال یک عاشق دل خسته دیگر هم دارد که او هم در ناسا کارمی کند .خانم نواک در پی تحمل چند ماه حسادت ، تاب نمی آورد و نهصد مایل می راند و به فلوریدا می رود .بله ، خانم قصد جان آن یکی خانم را کرده بود.این است که چند سلاح سرد و ولرم هم در کیف دستی اش می گذارد .برای آنکه تنها برای پرکردن باک بنزین از اتومبیل خارج شود و تنها به همان اندازه هم معطل شود ،به خود پوشک می بندد تا ناگزیربه رفع حاجت نباشد ؛ یعنی درراستای رفع حاجت خود کفا باشد .بگذریم ، خانم رابا کلاه گیسی برسر دستگیر کردند .خبر رسانه های آمریکایی برای چند روز شده بود لیسا نواک .که فورا هم منتظر خدمت شد. نه هیچ یک از اضلاع مثلث عشقی و نه خانواده هایشان حاضر نبودند که لب بگشایند یا با رسانه ای گفتگوکنند .این بود که خبرنگاران و عکاسان محترم و نامحترم مقابل منازل اضلاع جمع می شدند
تااینکه ؛ گفتند چه نشسته اید ( یا چه ایستاده اید ) که یک خانم دیگر خبرساز شده است .چرا ؟چون یا اووردوزکرده یا یکی از دهها مردی که باآنها رابطه داشته او را راحت کرده .بله ،یکی از کم هوش ترین زنان مشهور دنیا ، خانم آنا نیکل سمیت جان به جان آفرین تسلیم کرده است.اخبار رسانه های ملی برای مدت متجاوز از یک ماه شده بود خانم آنانیکل؛مانکن مجله پلی بوی .حالا فهمیدید چرا گفتم لیسا نواک شانس آورده ؟

اما خانم آنا نیکل ...فقط مانده بود جرج بوش ادعا کند که پدردخترش است ،چون ظاهراخانم همزمان با مردان بیشمار رابطه جنسی داشته است .این است که کسانی باید مأمور شوند که کالبد شکافی کنند که بفهمند زیبا روی آمریکایی چرا مرده است ، آزمایش دی ان ای بگیرند تا بفهمند که از میان دهها داوطلب کدام کاندیدای انتخابی است برای آنکه آقای پدرشود برای دختر کوچک آنا نیکل که وارث میلیونها دلاردارایی اوست،دادگاه تشکیل شود تا معلوم شود کی به کی است ...خلاصه ، خوراک کافی برای روزهای متعدد فراهم شده بود ...خبر که از ابتدا چنان داغ نبود ؛ پس از این همه مدت تبدیل شد به خبر منجمدی که سرمایه گذاران برنامه های تلویزیونی هم چنان از طرح آن دربرنامه هایی که هزینه آنها رامی پرداختند حمایت می کردند .درینگه دنیا پول سرمایه داراست که برخبر داخلی حکومت می کند.اینها هم شعار دادن و آگران دیسمان کردنشان حرف ندارد .برای همین برای ارتحال یک قورباغه هم می توانند مراسم تدفین و ترحیم فاخر برگزار کنند.چندی بعد آقایی که بیش از سی سال است برنامه رادیویی دارد به دختران دانشجوی تیم بسکتبالی اهانت کرد و آنها رابا دو واژه غیرارزشی (به قول برادران ارزشی خودمان ) خواند .بساط باقلا پلو به راه شد چون خر آوردند و تا خم شدن کمرش زیربار، باقلا بارش کردند.از آنجا که خواهران سیاه پوست بودند دست ملکم اکس و مارتین لوتر کینگ هم از قعر گورخارج شد...آقای دان آیموس ( که این حرکت شنیع از او سرزده بود)مورد توبیخ و توهین گروه بسیار بزرگی قرار گرفت .عده ای می گفتند که بابا ایها الناس ، این مملکت دمکراتیک است، دلش خواسته بگوید ؛ گفته .یک عده می گفتند که باید اخراجش کنید .گروهی دیگر برآن بودند که آیموس سی سال است که به همه توهین می کند و اصلا ًبه این کار مشهور است .چطور شد یک دفعه ؟یک عده هم معتقد بودند که پس اگر این طور است باید ترانه های رپ را هم که در بسیاری از آنها همین دشنامهای رکیک به بانوان محترم شنیده می شود ممنوع السمع (!) کرد و خواننده هایشان هم که بسیاری از آنها خود سیاهپوست هستند باید بایکوت شوند ...دراین اثنا سرمایه گذاران یکی یکی آگهیهایشان را قطع کردند .ظرف چهل و هشت ساعت قطع دو هفته ای برنامه دان آیموس که در دو نوبت روی آنتن می رفت تبدیل شد به قطع کامل این برنامه، اخراج دان آیموس تلخ بی ادب-که سی سال تلخی کرده بود وکک هم کسی رانگزیده بود-واخراج تهیه کنندگان برنامه اش.حالا که پس از پوزش خواهی و کلی دنگ فنگ و درآغوش کشیدن و غلط نامه امضا کردن به دست آقای آیموس رسانه ها کمی از این معضل فرهنگی فاصله گرفته اند ، دان دست به کار شده و درصدد است که شبکه اش را سو کند .می دانید که سو کردن از امور پردرآمد این مملکت است .چقدر می خواهد؟چهل میلیون دلار.چرا؟چون می گوید که خود شبکه چنین خط مشی را برای کار وی تعیین کرده بوده است و طبق نظر وکلا ، قراردادش هم گواه آن است که بی راه نمی گوید .اما به رغم آنچه همه مان شنیده ایم که درموطن عمو سام مردم خاله زنک بازی درنمی آورند و اهل تزویر نیستند و به قول دوم خردادی ها " شفاف " هستند ،اصلاً از این خبرها نیست .برخی ازاینها از ما خیلی هم بدترند .و به کار همدیگر هم کار دارند .نمونه اش خبر منجمد دیگری بود که رسانه ها بازهم پول گرفتند وادای آن را در آوردند که دارند از داغی خبر می سوزند.این بار چه خبر شده است ؟یک بازیگر مشهور هالیوودی خبرساز شده است :بازیگری به نام الک بالدوین که هم درنقشهای کمدی بازی می کند و هم درام و طبق معمول پولش هم از پارو بالا می رود و بازهم طبق انتظار اززنش جداشده و زنش هم مدل بوده است و یک دختر یازده ساله دارد که مادرش به او اجازه نمی دهد که مطابق حکم دادگاه ، پدر او رامرتب ببیند.پدر مرتب به دختر تلفن می کند اما دختر خانم که خودش تلفن همراه دارد پدر را بی پاسخ می گذارد .پدر که به عصبی بودن و به سادگی از کوره در رفتن شهره است ، یک پیام تلفنی موهن برای دخترک می گذارد که طی آن فرزندش را خوکی کوچک می خواند .آمریکا به هم ریخت !!!!یک شیرناپاک خورده که مثل اینکه مادر دختر است اما خودش می گوید نیست نوارپیام را در اختیارنشریات زرد ( همان درپیتی خودمان)قرارداد .نواررا خریدند و دو ساعت بعد ،صدای آقا سراسر اینترنت را فرا گرفت.بعد هم تلویزیونها ، البته با حمایت سرمایه گذران ارجمند ، روانشناسان و وکلا و متخصصان دشنام شناسی و یازده ساله شناسی وخوک شناسی را آوردند برای آسیب شناسی .بازهم طبق روال سنواتی اینها که اول هرچه می خواهند می گویند وبعدهم می گویند ببخشید ، آقای بالدوین چنین کرد...

باید دید که خبر"داغ " این هفته کدام است ، خبرهایی که وقت آنتن برنامه های مطرحی را هم به خود تخصیص می دهند:برنامه هایی که در بسیاری موارد مسائل سیاسی را بررسی می کنند...فقط بخاطر یک مشت دلاربی ارزش که سبب ناپاکی کف دستان تمیز می شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت   توسط مهرناز صمیمی   |